ترنم

اللهم عجل لوليک الفرج! در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدايت...

دل نوشته...

ترنم حسيني
   

خدای من!

می دانم اگر لحظه ای مرا به حال خودم رها کنی وجودم به لاوجود تبديل خواهد شد و ظلمت سراسر هستی ام را خواهد گرفت...

آری...

تو با منی، تو هميشه و همه جا با منی، و اين منم که حضور تو را فراموش کرده ام و ديگر با تو نيستم و در تاريکی های نفسم مستغرق گشته ام.

معبودمن!

ای کسی که می پرستمت و به يادت هستم،مگر می شود تو لحظه ای به يا د من نباشی؟!!

ای کسی که دارنده ی کمالی و همه ی صفات به نحو کامل و احسن شان در توست، مرا درياب از اين خستگی های جانکاهی که فقط برای زمينيان است. مرا رهايی ده تا همه ی چراغ های چشمک زن شهر و همه ی پستی ها و بلندی هايش برای من فقط وسيله باشد، وسيله ی عروج...

عروج به شهری که سر در آن مادری مهربان کاسه آبی از کوثر هديه ام دهد و سيرابم نمايد...

 

نظر بدهيد

سه شنبه 9 شهريور 1389، ساعت 13:47
   

صفحه نخست

خوراک خوان Rss

پیامکهای من
من کيستم؟؟؟

درباره...

 
 
به ياد باران می نويسم... وقتی که اولين جوانه زدن های بزرگی را در کوچکی درونی ام تجربه می کنم.

 

 

 

كد آهنگ

كد موسيقی



ورود

 
 
نام كاربري:
گذرواژه:
 

دسته‌بندي‌ها

 

آمار

 
  بازديد كل: 1923
بازديد امروز: 2
بازديد ديروز: 3
تعداد مطالب: 19
 
 
 

كد ماوس